احمد على خان وزيرى

61

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

عباسقلى خان با ذلّت و ندامت به ارگ كرمان كه او را باغ نظر گويند ، وارد شد . مادرش [ 248 ] نوّاب متعاليّه حكم نمود كه او را اخراج نمايند ، اجامره و اوباش شهر كرمان همه روزه در دور ارگ ازدحام نموده هرزگىها مىكردند . آخر لاعلاج به شيراز رفت كه حسينعلى ميرزاى فرمانفرماى فارس را شفيع خود ساخته شايد از جرم او بگذرند . سركردگان كرمان و بلوچستان از شمش با غنيمت بىشمار هر گروهى به سمت ولايت خود رفتند . سبب نوشتن اين فقرات آن بود [ 249 ] كه در اين حركت عباسقلى خان چهار هزار نفر از بلوچستان با بعضى از رؤساى آنجا همراه بودند ، قصد تاريخ كرمان نمىباشد . ان شاء اللّه اگر حياتى باشد تاريخ كرمان را هم مفصّل خواهيم نگاشت . القصّه ، بعد از سه ماه حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه با حكم حكمرانى به كرمان اندر شد ، به فاصله زمانى اندك بعد از ورود او آقا على نامى از مردم درّان با چهارصد تفنگچى به شهر كرمان آمده ، بناى [ 250 ] فتنه و فساد را گذاشت . مخفى نماناد كه اين آقا على [ از ] مردم درّان به كسر دال است و صاحب ناسخ التواريخ « 1 » تصحيف‌خوانى كرده كه او را درّانى افغان پنداشته . بعد از آنكه آقا على مضمحل شده به يزد گريخت . محمّد سليم خان بردسيرى و حسين خان لك و محمّد باقر خان و بعضى اشرار ديگر بناى فساد را گذاشتند ، بعد از چندى آنها گرفتار شده مكحول « 2 » گرديدند . به جهت حدوث [ 251 ] اين فتن شجاع السلطنه را مجال تسخير و تصرّف بلوچستان به دست نيامد . هر قصبه و ناحيه از خود رئيسى داشت . بمپور و مضافات در دست محمّد على خان پسر مهراب خان ناروى بود . فهره و ابطر و دمّن در تصرّف اعظم خان به زمان و هوديان و مگسان در زير حكم شهباز خان ، سرحدّ و حول و حوش آن محلّ رياست مدد خان و ساير بلوچستان قس على هذا .

--> ( 1 ) . ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 407 ، متن چنين است : « امّا شجاع السّلطنه چون از يزد سفر كرد در بيرون بلدهء كرمان در باغ نظر فرود شد و مردم شهر از فرمانبردارى او سر برتافتند و آقا على نبيرهء تقى خان افغان درّانى كه غوغاطلبى را ميراث از جدّ خويش داشت سر به غوغا برآورد » . ( 2 ) . مكحول : كنايه از كورى است .